مرتضى راوندى

227

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ماندن بهتر ، كه از دوستان حاجت خواستن ، و سخت داشتن به كه سخت جستن ؛ و اگر چند كم‌مايه چيزى بود ، نگاهداشتن واجب دان كه هركه اندك مايه نگاه دارد ، بسيار هم بتواند نگاهداشتن و كار خويش كردن ، به از كار كسان دان و از كاهلى ننگ دار ، كه كاهلى شاگرد بدبختى است . و رنج بردار باش كه چيز از رنج گرد شود و چنان كه از رنج زايد شود « 1 » از كاهلى از دست بشود ، كه حكيمان گفته‌اند : در كوشيدن باش تا آبادان باشى و خرسند باش تا توانگر باشى و فروتن باش تا بسيار دوست باشى . پس آنچه از رنج و جهد بدست آيد ، از كاهلى و غفلت از دست دادن ، كار خردمندان نبود كه در وقت حاجت پشيمان شوى و سود ندارد . و ليكن چون رنج ، خود برى ، جهد كن تا هم خود خورى ؛ و مال هرچند عزيز باشد ، از سزاواران دريغ مدار ، كه به همه حال كس چيز را به گور نبرد ، اما خرج بايد كه به‌اندازهء دخل باشد تا نيازمند نباشى ، كه نياز نه همه در خانهء درويشان بود ، بلكه در همه خانها بود ، فى المثل ، درمى دخل باشد و درمى و حبه خرج كنى هميشه نيازمند باشى ، بايد كه چون درمى دخل باشد ، درمى حبهء كم‌خرج كنى تا هرگز در آن خانه نياز نباشد . و بدانچه دارى قانع باش كه قناعت دوم بىنيازيست . و هر آن روزى كه قسمت تست به تو رسد . و هر آن كارى كه از سخن و شفاعت مردمان نيك شود ، مال در آن كار بذل مكن ، تا درم تو بخيره ضايع نشود ، كه كار مردم بىچيز را هيچ قدر نباشد ، و بدانكه مردم عامه ، همه توانگران را دوست دارند ، بىنفعى و همه درويشان را دشمن دارند ، بىضررى ، كه بدترين حال مردم نياز است و هر خصلتى كه آن مدح توانگرانست ، همان خصلت نكوهش درويشانست . و آرايش مردم در چيزى دادن بين ، و قدر هركس به مقدار آرايش شناس . اما اسراف را دشمن خدادان و هرچه خداى تعالى آن را دشمن دارد بر بندگان شوم بود . چنان كه خداى تعالى در كلام مجيد فرموده است : ( وَ لا تُسْرِفُوا . إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ) . . . » * « 2 » تعاليم اقتصادى : نمونه‌يى ديگر از تعاليم و اندرزهاى گرانبهاى قتصادى و اجتماعى او : « . . . در خوردن و گفتن و كردن و در هر شغلى كه بود ، اسراف نبايد كردن ، از بهر آنكه اسراف تن را بكاهد و نفس را برنجاند و عقل زنده را بميراند . . . اما زندگى خويش را تلخ مدار و در روزى بر خود مبند و خويشتن را نيكودار . . . كه هركه ز كار خويشتن تقصير كند از سعادت توفير نيابد و از غرضها بىبهره ماند ، و بر خويشتن آنچه دارى نفقه

--> ( 1 ) . زايد ، اسم فاعل عربى است : « يعنى زياد شود » ( 2 ) . عنصر المعالى : قابوس‌نامه ، به اهتمام دكتر امين عبد المجيد بدوى ، ص 87